تبليغاتX
صدايي از آن سوي كرانه ها
صدايي از آن سوي كرانه ها
   تولدم


میگم امروز تولدم بوداااااااااااااا
خیلی خوب بود
راستی خواستم یه تسکر ویژه از همه ی عزیزانی که نظر داده بودن بکنم
خیلی لطف کردن
( نمیدونین ادم با دیدن نظرا چه کیفی میکنه!)
مخصوصا خواستم همینجا از اونایی که نشونی از خودشون نذاشته بودن بکنم چون نمیدونستم کجا برم که تشکر کنم
واقعا از همتون ممنونم



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم شهریور 1387 توسط نگار

سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟

هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده  بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و

گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟

لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟

دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق... ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟

معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم

لنا گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید

و ادامه داد



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم شهریور 1387 توسط نگار

بیش از 40 دختر جوان در سنت پترزبورگ در سومین مسابقه دو با کفش پاشنه بلند شرکت کردند

خیلی جالبه!مگه نه؟



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم شهریور 1387 توسط نگار



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم شهریور 1387 توسط نگار










خوب بود؟؟
خیلی خوشگلن


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم شهریور 1387 توسط نگار


 


www.3jokes.com - عکس های خنده دار جوك اس ام اس



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم شهریور 1387 توسط نگار
   منم


سلام به همگی
چرا جواب نمیدین؟
خب حالا برگشتم عجبااااااااااا
میگم چقد نظر دادیناااااااااااااااااااا
تو راه با خودم میگفتم مثلا الان تو وبلاگ چقدر نظر دادن
حالا میبینم نه!
زیادی اعتماد به نفس داشتم
حالا هم همه دست به دعا بر میداریم
ششششششششششش

خب خدا کنه ازین به بعد همه به اینجا تن تن سر بزنن
نه؟
بابا یه کم نظر بدین ابروم رفت
حالا هیچی اووووووووووومدم بالاخره خیلی خوش گذشت مخصوصا وایلد وادیش جاتون خالی بود
راستی تو سفرمون یه دختر کوچلوی نازی بود خیلی گوگولی بود
ولی همش به من میگفت نی نی
اخه یکی به من بگه من نی نیم اخه؟؟؟؟؟؟
حالا
میدونین سوغاتی چی اوردم براتون؟؟؟؟؟
سلامتیه خودمو
خوشحال شدین نه؟؟؟؟
میدونم خودم خب
چون رفتیم دوبای یه کم جو گیر شدم میخوام توی پست بعدی برای برج العرب مطلب بذارم
راستی
اینجا:
سایته وایلد وادیه
http://www.wildwadi.com/
خواستین سری بزنین



نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم شهریور 1387 توسط نگار
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   موضوعات

   پيوند ها


Blog Skin